نقد فیلم علت مرگ نامعلوم (1402) اثر علی زرنگار | سینمای ایران
نقد فیلم علت مرگ نامعلوم ما را با یکی از پرحاشیهترین و تأملبرانگیزترین آثار سالهای اخیر سینمای ایران روبرو میکند. این فیلم به کارگردانی علی زرنگار و تهیهکنندگی مجید برزگر، پس از حدود سه سال توقیف، سرانجام توانست راه خود را به پرده نقرهای و فستیوالهای جهانی باز کند. این اثر که متعلق به سینمای مستقل و گروه هنر و تجربه است، در ژانر درام اجتماعی و جادهای طبقهبندی میشود. جالب است بدانید که این اثر سینمایی، امسال در کنار فیلمهایی نظیر «پیر پسر» و «زن و بچه»، به عنوان نماینده رسمی ایران برای حضور در جشنواره اسکار ۲۰۲۶ انتخاب شده است.
فهرست مطالب

داستان و پیرنگ اصلی
داستان فیلم روایتگر سفر چند مسافر در یک ون خطی است که از شهداد (از توابع کرمان) به سمت شهر کرمان در حرکت هستند. مسافرانی که هر کدام دغدغهها و مشکلات مالی و شخصی عمیقی دارند.
در همان اوایل مسیر، یکی از مسافران جان خود را از دست میدهد. با تماس مسافران، اورژانس اعلام میکند که تا زمان حضور و تأیید پزشک، جنازه را تحویل نمیگیرد. این موضوع باعث شکلگیری اولین اختلاف در میان مسافران میشود؛ عدهای موافق مراجعه به پلیس هستند و عدهای دیگر به دلیل ترس از بازجویی و لنگ ماندن کار و زندگیشان با این کار مخالفت میکنند.
اما شوک اصلی و نقطه عطف داستان زمانی رخ میدهد که مسافران متوجه میشوند فرد فوتشده، مقدار بسیار زیادی دلار به همراه دارد. یک جنازه، یک مشت دلار و مسافرانی که به شدت نیازمند پول هستند، چالش بزرگ فیلم را میسازند.
چرا این فیلم سه سال توقیف بود؟
فیلمبرداری این اثر در سال ۱۴۰۰ به پایان رسید اما نتوانست پروانه نمایش دریافت کند و برای سه سال توقیف شد. دلایل این توقیف کیفی نبود، بلکه ریشه در مباحث محتوایی داشت.
یکی از دلایلی که برای توقیف این فیلم مطرح شده، نگاه مثبت به کاراکتر سیاسی و معترض فیلم (پیمان) است. مسئولان ممیزی، این شخصیت را یک کاراکتر سیاسی دیدهاند که رفتار او در طول داستان مورد تأیید ضمنی سازنده قرار گرفته است. با وجود این چالشهای داخلی، فیلم در جشنوارههای معتبر خارجی اکران شد و نهایتاً به عنوان نماینده ایران در اسکار ۲۰۲۶ برگزیده شد. شما میتوانید برای بررسی سوابق بینالمللی این فیلم به سایت IMDb مراجعه کنید یا نقد سایر آثار را در بخش سینمای ایران سایت ما بخوانید.
بررسی کارنامه علی زرنگار پیش از ساخت این اثر
علی زرنگار، متولد ۱۳۶۲ در تهران، نویسنده، کارگردان، شاعر و نمایشنامهنویس است. او تحصیلات آکادمیک در رشته سینما و ادبیات نمایشی دارد و مدرس فیلمنامهنویسی است. فیلم «علت مرگ نامعلوم» اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند سینمایی او محسوب میشود.
پیش از این، زرنگار به عنوان نویسنده در آثار تحسینشدهای حضور داشته است:
- فیلم بدون تاریخ، بدون امضا
- فیلم مغز استخوان
- فیلم چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت
تم مشترک در تمام این آثار، «مسئله وجدان» است. در نقد فیلم علت مرگ نامعلوم نیز شاهد همین جدال درونی انسانها با وجدانشان هستیم؛ شرایطی که فشار نیازهای زندگی، اخلاقیات را به شدیدترین شکل ممکن به چالش میکشد.
بررسی شخصیتها در نقد فیلم علت مرگ نامعلوم
این فیلم پر از کاراکترهای خاکستری است که در شرایط بحرانی، لایههای پنهان وجودی خود را نشان میدهند. بازیگران شناختهشدهای مانند علیرضا ثانیفر، بانیپال شومون و ندا جبرائیلی در این اثر ایفای نقش کردهاند و بازیهای طبیعی و قابلباوری ارائه دادهاند.
ناصر: کارمندی در استیصال محض
ناصر شخصیتی است که از همان ابتدا منفورترین فرد جمع به نظر میرسد و زودتر از بقیه قضاوت میشود. او مرگ برایش عادی شده است؛ زیرا ذرهذره مردن را در زندگی شخصیاش تجربه کرده است. ناصر همسری بیمار دارد که از شدت فقر و نداشتن پول دارو، با تریاک درد او را آرام میکند.
او اولین کسی است که سعی میکند برای برداشتن پولها توجیه اخلاقی بتراشد. ناصر برای ساکت کردن وجدان خود، به متوفی برچسب قاچاقچی و افغانستانی بودن میزند تا برداشتن پول او را حق خود بداند. در یکی از درخشانترین صحنهها، وقتی احمد (خلافکار سابقه دار) به او طعنه میزند، ناصر با بغض و استیصال فریاد میزند که این پول را برای دوا و درمان همسرش میخواهد. این فریاد، مخاطب را به درک لایههای خاکستری این شخصیت وامیدارد.
احمد: مرز باریک انسان و حیوان
احمد، با بازی بانیپال شومون، خلافکاری سابقهدار است که در مرخصی زندان به سر میبرد و برای نجات دوست اعدامیاش به پول نیاز دارد. با وجود ظاهر خشن و سابقه تاریکش، در کمال تعجب، سهم بقیه را به درستی پرداخت میکند و پول را بالا نمیکشد.
در یکی از مهمترین نمادپردازیهای فیلم، احمد را میبینیم که ایستاده و سگی در کنار پای او در حال کندن زمین است. این صحنه به زیبایی مرز بین غریزه حیوانی و انسانیت را به تصویر میکشد. سگ نماد غریزه است، اما احمد با ماندن و فرار نکردن با کل پولها، انتخاب میکند که انسان بماند.
پیمان: روشنفکر بیعمل
پیمان دانشجویی است که به دلایل سیاسی و مخالفت حکومت با نوشتههایش در فضای مجازی، قصد خروج قاچاقی از کشور را دارد. او در مواجهه با جسد و پولها، از همهچیز سلب مسئولیت میکند و تنها به فکر فرار خود است.
در تحلیل و نقد فیلم علت مرگ نامعلوم، برخی منتقدان پیمان را قطب اخلاقی داستان میدانند، اما برخی دیگر معتقدند او نماد روشنفکری بدون عمل در دل بحران است که جسارت تصمیمگیری ندارد و ترک صحنه توسط او، خودش عین بیاخلاقی است.
زن کر و لال: وجدان بیدار اما ساکت
یکی از شخصیتهای نمادین داستان، زن کر و لالی است که دو فرزند دارد و برای فرار از فقر در حال صیغه شدن با مردی دیگر است. او اولین کسی است که پولها را پیدا میکند، اما در تمام طول تقسیم پول، با سکوت خود تنها نظارهگر سقوط اخلاقی دیگران است.
در نهایت، او تنها کسی است که تسلیم وسوسه نمیشود و سهم خود را از این پول کثیف برنمیدارد. او نماد مظلومیت و صدای درون آدمهاست که کار درست را گوشزد میکند اما کسی به آن اهمیتی نمیدهد.
دوراهی اخلاقی: انسان در برابر غریزه
فیلمساز در تلاش است تا در امتداد سینمای اصغر فرهادی، یک دوراهی پیچیده اخلاقی خلق کند. مسافران برای تصاحب پول، شروع به توجیهتراشی میکنند. آنها با برچسب زدن به متوفی (افغانستانی، قاچاقچی، بدون کارت شناسایی)، انسانیت او را سلب میکنند تا عذاب وجدان خود را خاموش کنند.
با این حال، برخی از منتقدان در نقد فیلم علت مرگ نامعلوم معتقدند که فیلم در خلق یک کشمکش اخلاقی واقعی ناکام مانده است. مسافران به راحتی و با کمترین درگیری خونین، پولها را با هم تقسیم میکنند. هیچکس شر مطلق نیست و همه به دلایل نسبتاً موجهی به پول نیاز دارند.
رویکرد ناتورالیستی در فضاسازی فیلم
یکی از قویترین جنبههای این اثر، پایبندی آن به مؤلفههای ناتورالیسم (طبیعتگرایی) است. ناتورالیسم بر سه اصل تأکید دارد: جبر محیطی، جبر وراثتی و غرایز انسانی. فیلم به شدت روی طبقات فقیر جامعه تمرکز دارد و جبر سرسختی که روی این آدمها اثر گذاشته را نمایش میدهد.
- فضای کثیف و چرک: ون خطی فرسوده، سپری که در حال افتادن است، لباسهای مندرس مسافران و جورابهای پاره، همگی نشان از فقر مطلق دارند. حتی پلیسی که با او مواجه میشوند نیز ظاهری نامرتب و خسته دارد.
- تقابل انسان و حیوان: شرایط محیطی، غرایز انسانها را برای بقا بیدار میکند. فیلم به خوبی نشان میدهد که وقتی پای بقا در میان باشد، چگونه اخلاقیات شکننده میشوند.
- سیاهنمایی یا واقعگرایی عریان؟ بسیاری از منتقدان معتقدند این حجم از نمایش فقر سیاهنمایی نیست؛ بلکه نمایش زوایای پنهان و تلخ جامعهای است که آدمها در آن برای بقا سگدو میزنند.
نشانهشناسی در فیلم
فیلم از نشانههای بصری متعددی برای القای مفاهیم استفاده کرده است:
- نور قرمز در سکانس ابتدایی: گفتگوی بانیپال و دوستش زیر نور قرمز انجام میشود که پیشآگاهی از یک فاجعه، خون یا خطر در ادامه روایت است.
- طوفان شن: طوفانی که مسافران را مجبور به ماندن در ون میکند، نمادی از طوفان و تشویشی است که با پیدا شدن پولها در زندگی آنها به پا میشود.
- پلیس بازدارنده: حضور پلیس در فیلم، نمادی از سیستمی است که به جای کمک، ترس ایجاد میکند. مسافران ترجیح میدهند با پلیس روبرو نشوند زیرا میدانند این کار به معنای از دست رفتن زمان، بازجوییهای طولانی و دردسر بیشتر است.
بررسی مکان فیلمبرداری: کویر نمادین یا ناکجاآباد؟
یکی از بحثبرانگیزترین المانها در نقد فیلم علت مرگ نامعلوم، انتخاب کویر به عنوان بستر روایت است.
- دیدگاه اول (نقطه ضعف): انتقال داستان از محیط شهری به یک جاده کویری، فیلم را از حالت رئال (واقعگرایانه) خارج کرده و به فضایی نمادین و ناکجاآباد پرتاب کرده است. این خلط فضای رئال و نمادین باعث میشود مخاطب نتواند با کاراکترها همذاتپنداری کامل داشته باشد.
- دیدگاه دوم (نقطه قوت): انتخاب کویر بسیار هوشمندانه بوده است. کویر هیچ پناهگاه و جایی برای پنهان شدن ندارد. کارگردان تمام المانهای حواسپرتکن شهری را حذف کرده تا انسانها را به خالصترین شکل ممکن در برابر خودشان و وجدانشان قرار دهد؛ رویکردی که ریشه در پیشینه تئاتری کارگردان دارد.
نگاه فقهی و حقوقی به چالش اصلی داستان
یکی از جالبترین زوایای مطرح شده در جلسات نقد فیلم علت مرگ نامعلوم، تطبیق رفتار کاراکترها با احکام فقهی «مال بیصاحب» و «لقطه» است. برخلاف تصور رایج مدرن که پیدا شدن پول یا گنج باید مستقیماً به دولت تحویل داده شود، در احکام فقهی (مانند فتاوای آیتالله صانعی)، یابنده موظف است تا یک سال برای یافتن صاحب مال تلاش کند و در صورت یأس، آن را از طرف صاحبش به فقرا صدقه بدهد.
از آنجا که خود این مسافران در پایینترین سطح مالی قرار داشتند و مستحق صدقه بودند، تقسیم پول بین آنها از منظر فقهی لزوماً عملی حرام یا حیوانی محسوب نمیشود. مشکل اصلی آنها در این داستان، پنهان کردن جسد و عدم اطلاعرسانی صحیح بود، نه صرفاً برداشتن پول مجهولالمال.
پایانبندی: کلیشه یا غافلگیری؟
در انتهای فیلم متوجه میشویم که متوفی افغانستانی یا قاچاقچی نبوده، بلکه یک هموطن بلوچ بوده است. او همسری پا به ماه و فرزندی کوچک دارد که در انتظار بازگشت او هستند.
- نقد پایانبندی: برخی معتقدند آوردن یک زن حامله و کودک خردسال در پایان داستان، ضعیفترین و کلیشهایترین ترفند برای برانگیختن احساسات مخاطب و ایجاد عذاب وجدان است.
- دفاع از پایانبندی: از سوی دیگر، این پایانبندی سیلی محکمی بر صورت مخاطب و کاراکترهاست تا نشان دهد تمام قضاوتها و توجیههای اخلاقی آنها چقدر اشتباه و بیاساس بوده است.
در مجموع، با مطالعه نقد فیلم علت مرگ نامعلوم درمییابیم که این فیلم با دستمایه قرار دادن فقر، اخلاق و غریزه، توانسته اثری قابل تأمل خلق کند که با وجود برخی لکنتها در فیلمنامه و ریتم کند، استحقاق نمایندگی سینمای ایران در مجامع بینالمللی را دارد. فضاسازی ناتورالیستی و بازیهای درخشان، این فیلم را به یکی از مهمترین آثار دهه اخیر تبدیل کرده است.