بررسی کتاب محمد و آیات خدا _ جلسه 12: خوانش سیاسی قرآن؛ نکاتی در باب شریعت، عدالت و سیاست

خوانش سیاسی قرآن از مسئله‌ای آغاز می‌شود که در فصل «شریعت، عدالت و سیاست» از کتاب محمد و آیات خدا: قرآن و آینده اسلام در مرکز توجه قرار گرفته است: نسبت میان احکام دینی، عدالت، جامعه و قدرت سیاسی چگونه باید فهمیده شود؟ نصر حامد ابوزید در این فصل با تفکیک میان صورت تاریخی احکام و معنای اخلاقی آنها، زمینه‌ای برای بازاندیشی در مفهوم شریعت و رابطه دین با سیاست فراهم می‌کند. در ادامه این بحث، مسئله تاریخ، تغییر شرایط و امکان فهم دوباره ارزش‌هایی مانند عدالت و آزادی اهمیت پیدا می‌کند.

در بخش دوم، مسیر بحث به مسئله‌ای گسترده‌تر می‌رسد: اگر قرآن در یک فرایند تاریخی و در طول بیست‌وسه سال شکل گرفته است، آیا می‌توان حرکت آن در جهان انسانی و شیوه اثرگذاری و بقای آن را نیز موضوع مطالعه قرار داد؟ در اینجا مفهوم «سیاست متن» مطرح می‌شود و نسبت میان حرکت، قدرت، ثبات و تغییر مورد توجه قرار می‌گیرد. برای دنبال کردن این مسیر و شنیدن بحث کامل جلسه، می‌توان صوت را در کنار متن حاضر دنبال کرد؛ زیرا بسیاری از پیوندهای میان این مفاهیم در روند گفت‌وگو آشکار می‌شوند.

خوانش سیاسی قرآن

بخش اول: شریعت، عدالت و سیاست در اندیشه ابوزید

فصل دوازدهم کتاب محمد و آیات خدا: قرآن و آینده اسلام با عنوان «شریعت، عدالت و سیاست» به نسبت قرآن با زندگی اجتماعی و سیاسی می‌پردازد. مسئله اصلی این فصل، چگونگی فهم احکام قرآنی در جهان معاصر و تمایز میان شکل تاریخی آنها و ارزش‌هایی است که در پس این احکام قرار دارند.

ابوزید تأکید می‌کند که بسیاری از احکام حقوقی و اجتماعی قرآن در پاسخ به شرایط مشخص تاریخی پدید آمده‌اند. جامعه‌ای که این آیات در آن نازل شدند، ساختارهای حقوقی، سیاسی و اجتماعی جهان امروز را نداشت. ازاین‌رو، متن در برابر مسائل ملموس جامعه‌ای مشخص قرار گرفت و به آنها پاسخ داد.

این نکته در خوانش سیاسی قرآن اهمیت اساسی دارد، زیرا حکم نمی‌تواند کاملاً از شرایط ظهور خود جدا شود. صورت یک حکم ممکن است با شرایط تاریخی خاصی ارتباط داشته باشد، در حالی که معنای اخلاقی آن بتواند در شرایط دیگری نیز مورد پرسش قرار گیرد.

قرآن و مفهوم شریعت

از دیدگاه ابوزید، قرآن را نمی‌توان یک کتاب قانون به معنای متعارف دانست. تنها بخشی محدود از آیات به موضوعات حقوقی و سیاسی مربوط می‌شوند و شریعت نیز تنها یکی از مؤلفه‌های حیات دینی اسلام است.

در تصور رایج، شریعت گاهی با مجموعه‌ای کامل از قوانین و مجازات‌ها یکی گرفته می‌شود. اما کاربرد قرآنی این مفهوم معنای گسترده‌تری دارد و به راه و روش زندگی دینی اشاره می‌کند. بنابراین، شریعت الزاماً به معنای یک نظام کیفری جامع نیست.

در همین زمینه، تمایز میان شریعت و فقه اهمیت پیدا می‌کند. فقه محصول تلاش انسان برای فهم قرآن و سنت و استخراج احکام از آنهاست. وجود مکاتب متعدد فقهی و اختلاف میان آنها نشان می‌دهد که فقه در طول تاریخ شکل گرفته و محصول فعالیت فکری انسان‌ها بوده است.

از این منظر، فقه تاریخی را نمی‌توان بدون واسطه با شریعت الهی یکی دانست. فرهنگ اسلامی نیز به فقه محدود نمی‌شود و حوزه‌هایی مانند فلسفه، عرفان، الهیات، هنر و علوم طبیعی در شکل‌گیری این فرهنگ نقش داشته‌اند.

دین، دولت و آزادی وجدان

یکی دیگر از محورهای اصلی فصل، نسبت دین و سیاست است. سکولاریسم در این بحث به معنای حذف کامل دین از جامعه تلقی نمی‌شود. دین یک پدیده اجتماعی است و می‌تواند در شکل‌گیری ارزش‌ها، زبان عمومی و اندیشه اخلاقی حضور داشته باشد.

مسئله اصلی در یک نظام دموکراتیک، تفکیک مرجعیت سیاسی از مرجعیت دینی است. دولت نباید نماینده یک دین خاص باشد، زیرا چنین وضعیتی می‌تواند شهروندان دارای باورهای متفاوت یا شهروندان بی‌دین را در موقعیتی نابرابر قرار دهد.

در این چارچوب، دولت باید نسبت به ادیان بی‌طرف باشد، در حالی که جامعه می‌تواند همچنان از حضور دین برخوردار باشد. آزادی دینی و آزادی وجدان نیز بر همین اساس معنا پیدا می‌کنند. فرد باید بتواند دین خود را انتخاب کند، آن را ترک کند یا برداشت خاص خود را از باور دینی داشته باشد.

این نکته با تصویری که ابوزید از آغاز دعوت قرآنی ارائه می‌کند نیز ارتباط دارد. قرآن در دعوت اولیه خود با انسان‌ها به عنوان افراد دارای انتخاب مواجه می‌شود. ایمان در این معنا با انتخاب فردی ارتباط دارد و صرف پیروی از سنت نیاکان نمی‌تواند معیار نهایی حقیقت باشد.

نقد سنت‌گرایی و انتخاب‌گری تاریخی

از نظر ابوزید، بخشی از سنت‌گرایی معاصر حاصل پذیرش سنت‌های تاریخی بدون بررسی شرایط شکل‌گیری آنهاست. سنت‌ها در خلأ پدید نیامده‌اند. آنها در شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی معین شکل گرفته‌اند و ممکن است نسبت آنها با شرایط جدید نیازمند بررسی دوباره باشد.

این مسئله در حوزه حقوق زنان نیز آشکار می‌شود. در برخی جوامع اسلامی، برای دفاع از یک حکم یا موقعیت اجتماعی به سنت و شریعت استناد می‌شود، در حالی که برخی دیگر از احکام مرتبط با حقوق زنان مورد توجه قرار نمی‌گیرند. بنابراین، مسئله فقط میزان پایبندی به شریعت نیست؛ انتخاب بخش‌هایی از سنت و کنار گذاشتن بخش‌های دیگر نیز باید بررسی شود.

در اینجا خوانش سیاسی قرآن به پرسشی درباره قدرت انتخاب و سازوکارهای اجتماعی نیز نزدیک می‌شود: چه چیزی از سنت حفظ شده و چه چیزی کنار گذاشته شده است؟ چه گروهی این انتخاب را انجام داده و با چه معیاری؟

از ظاهر حکم تا معنای اخلاقی

ابوزید در بررسی مناسک دینی نیز بر فاصله میان ظاهر عمل و معنای آن تأکید می‌کند. نماز، روزه و حج را نمی‌توان فقط مجموعه‌ای از اعمال ظاهری دانست. این اعمال حامل اهداف و جهت‌گیری‌های اخلاقی هستند.

نماز باید انسان را از زشتی و گناه بازدارد. روزه و حج نیز باید معنایی فراتر از انجام حرکات ظاهری داشته باشند. در قربانی حج، آنچه اهمیت بنیادی دارد گوشت و خون قربانی نیست؛ جهت اخلاقی و تقوایی عمل مورد تأکید قرار می‌گیرد.

همین منطق در احکام حقوقی و کیفری نیز قابل پیگیری است. در مجازات‌هایی مانند تازیانه، قطع دست و قصاص، توجه به شرایط تاریخی اهمیت دارد. این مجازات‌ها در جامعه زمان نزول وجود داشتند و متن در همان جهان اجتماعی با آنها مواجه شد.

در مورد قصاص، امکان عفو و پرداخت دیه اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در اینجا مجازات تنها گزینه موجود نیست. امکان عفو می‌تواند از ادامه زنجیره انتقام جلوگیری کند و ارزش جان انسان را برجسته سازد.

از این منظر، در خوانش سیاسی قرآن می‌توان میان صورت تاریخی یک حکم و ارزش اخلاقی مورد نظر آن تمایز گذاشت. اگر شکل‌های جدید و انسانی‌تری برای تحقق همان ارزش پدید آمده باشند، می‌توان آنها را بر اساس همان جهت اخلاقی ارزیابی کرد.

عدالت به عنوان محور اخلاقی

عدالت در پایان این مسیر جایگاه محوری پیدا می‌کند. قرآن برای بیان مفاهیم اخلاقی از زبان و عناصر زندگی اجتماعی زمان خود نیز استفاده می‌کند. تجارت، میزان، ترازو، قرض و زکات، در کنار معنای اقتصادی، دارای دلالت‌های اخلاقی هستند.

مفهوم میزان نمونه روشنی از این موضوع است. ترازو فقط یک ابزار اقتصادی نیست؛ رعایت میزان با پرهیز از کم‌فروشی، ظلم و برهم زدن تعادل اجتماعی پیوند پیدا می‌کند.

روایت‌های قرآنی نیز غالباً نسبت میان ظالم و مظلوم را برجسته می‌کنند. شکاف میان قدرت و فرودستی، و مسئله نجات و پیروزی مظلومان، در ساختار بسیاری از این روایت‌ها حضور دارد.

در نتیجه، عدالت را می‌توان یکی از محورهای بنیادین مضامین قرآن دانست. مسئله معاصر این است که چگونه می‌توان این ارزش‌ها را در شرایطی تاریخی متفاوت دوباره فهم کرد.

از دیدگاه ابوزید، انسان معاصر باید با پرسش‌های خود به متن مراجعه کند. قرآن مستقیماً با وضعیت‌های اجتماعی امروز مواجه نشده است؛ انسان امروز است که در موقعیت تاریخی خود از متن درباره عدالت، آزادی، برابری و مسائل اجتماعی پرسش می‌کند.


بخش دوم: خوانش سیاسی قرآن و مفهوم سیاست متن

در بخش دوم بحث، مسئله از نسبت شریعت و عدالت فراتر می‌رود و امکان مطالعه سیاسی خود متن مطرح می‌شود. در اینجا خوانش سیاسی قرآن بر وجهی از متن تمرکز می‌کند که در بسیاری از سنت‌های تفسیری کمتر مورد توجه قرار گرفته است: نسبت متن با قدرت، جامعه، انسان، حرکت و امکان تحقق تاریخی ایده‌ها.

در سنت اسلامی، قرآن از منظرهای فقهی، حقوقی، اخلاقی، عرفانی، کلامی، فلسفی و ادبی بسیار مورد مطالعه قرار گرفته است. هر یک از این رویکردها بخشی از ظرفیت متن را آشکار کرده‌اند. با این حال، مطالعه قرآن به عنوان متنی که در جهان انسانی حرکت می‌کند و در این حرکت با قدرت و جامعه مواجه می‌شود، کمتر توسعه یافته است.

در این تحلیل، غیبت چنین خوانشی خود به یک مسئله تاریخی تبدیل می‌شود. توضیح این غیبت به بررسی‌های مستقل نیاز دارد، اما این فرض مطرح شده است که اندیشه سیاسی مسلمانان در دوره‌هایی، منابع خود را بیش از قرآن و سنت از منابع دیگری، از جمله سنت‌های سیاسی ایرانی، دریافت کرده است.

در نتیجه، قرآن به منبع اصلی شکل‌گیری نظریه سیاسی در همان اندازه‌ای که می‌توان انتظار داشت تبدیل نشده است. این فرض به عنوان یک توضیح مقدماتی برای خلأ موجود مطرح می‌شود و نه به عنوان نتیجه‌ای قطعی.

قرآن به مثابه متن در حرکت

مبنای اصلی این تحلیل، مفهوم «حرکت» است. قرآن در یک لحظه و خارج از تاریخ پدید نیامده است. این متن در طول بیست‌وسه سال ظهور کرده و در مواجهه با شرایط مختلف تاریخی شکل گرفته است.

حرکت متن فقط به معنای تغییر شرایط بیرونی نیست. متن در جهان انسانی نیز حرکت ایجاد کرده است. انسان‌ها را مخاطب قرار داده، مناسبات موجود را به چالش کشیده و ایده‌هایی را در جامعه وارد کرده است.

از این منظر، خوانش سیاسی قرآن به این پرسش توجه می‌کند که متن چگونه توانسته حرکت خود را در جهان انسانی تحقق دهد.

برای ایجاد حرکت، هدف و قدرت لازم است. یک ایده تا زمانی که نتواند در جهان انسانی تحقق پیدا کند، با مسئله فاصله میان اندیشه و عمل مواجه است. سیاست در اینجا به معنای امکان رساندن یک هدف به مرحله تحقق و ایجاد شرایط لازم برای استمرار آن در نظر گرفته می‌شود.

بنابراین، نخستین سطح سیاست متن، ظهور و بقای خود متن است. قرآن باید در جهان انسانی شنیده می‌شد، خوانده می‌شد و امکان استمرار تاریخی پیدا می‌کرد. از این زاویه، بقای تاریخی متن نیز می‌تواند موضوع مطالعه سیاسی قرار گیرد.

سیاست متن و حفظ اصالت

متنی که می‌خواهد در جهان انسانی باقی بماند، با یک مسئله اساسی مواجه است: چگونه می‌توان اصالت را حفظ کرد و هم‌زمان امکان ارتباط با مخاطب و شرایط تاریخی را از دست نداد؟

اگر متن فقط مطابق خواست مخاطبان سخن بگوید، تمایز خود را از دست می‌دهد. اگر هیچ نسبتی با مخاطب و وضعیت تاریخی برقرار نکند نیز امکان ظهور و اثرگذاری آن کاهش پیدا می‌کند.

در نتیجه، سیاست متن در نقطه‌ای میان این دو وضعیت شکل می‌گیرد. متن باید امکان ارتباط داشته باشد و در همان حال هویت خود را حفظ کند.

این مسئله با مفهوم حرکت نیز پیوند دارد. حرکت به تغییر نیاز دارد، اما تغییر کامل بدون حفظ هیچ عنصر ثابتی به از دست رفتن هویت منجر می‌شود. از سوی دیگر، ثبات کامل نیز امکان حرکت را از میان می‌برد.

بنابراین، خوانش سیاسی قرآن حرکت را با دو مؤلفه ثبات و تغییر بررسی می‌کند. این دو مؤلفه را نمی‌توان به سادگی یکی را حذف و دیگری را جایگزین کرد. حرکت زمانی قابل فهم است که هر دو در کنار یکدیگر دیده شوند.

متن، انسان و امکان پذیرش

برای حضور در جهان انسانی، متن باید بتواند با انسان رابطه برقرار کند. مخاطب انسانی موجودی دارای اختیار، محدودیت و امکان مقاومت است. هیچ ارتباطی میان متن و انسان بدون توجه به این وضعیت شکل نمی‌گیرد.

قرآن در جهانی ظهور کرد که پذیرش آن تضمین‌شده نبود. مخالفت با دعوت پیامبر امکان داشت و حتی می‌توانست مسیر تاریخی متن را محدود کند. بنابراین، امکان تاریخی باقی ماندن قرآن نیز موضوعی است که در این تحلیل مورد توجه قرار می‌گیرد.

سیاست متن در اینجا به مطالعه شیوه‌ای مربوط می‌شود که از طریق آن، ارتباط با انسان برقرار شده، در برابر مخالفت دوام آورده و امکان استمرار ایجاد شده است.

تغییر موقعیت جامعه مسلمانان نیز در این زمینه اهمیت دارد. وضعیت مسلمانان در دوره‌های مختلف یکسان نبود. در دوره‌ای جامعه در موقعیتی بسیار ضعیف قرار داشت و در دوره‌ای دیگر، قدرت و مناسبات اجتماعی تغییر کرده بود.

از این رو، آیات مرتبط با جنگ و جهاد نیز درون یک روند تاریخی قرار دارند. برای فهم آنها باید تغییر موقعیت جامعه، نسبت قدرت‌ها و شرایط اجتماعی را نیز در نظر گرفت.

این نگاه در خوانش سیاسی قرآن باعث می‌شود آیات به صورت گزاره‌های جداشده از تاریخ مطالعه نشوند. موقعیت ظهور، مسئله مورد مواجهه و امکان عملی اجرای ایده نیز بخشی از تحلیل قرار می‌گیرد.

سیاست متن و احکام

وقتی متن در حرکت تاریخی دیده شود، احکام نیز بخشی از همین حرکت خواهند بود. یک حکم در شرایطی خاص ظاهر می‌شود و باید نسبت آن با مسئله موجود و هدف متن بررسی شود.

این رویکرد به معنای کنار گذاشتن احکام نیست. مسئله، تغییر سطح پرسش است. در کنار اینکه «حکم چه می‌گوید؟» باید پرسید «حکم در چه شرایطی ظاهر شده و چه مسئله‌ای را دنبال کرده است؟»

در این چارچوب، دو سطح برای سیاست متن قابل تشخیص است. سطح نخست، سیاست کلی متن برای ظهور، تحقق هدف و بقای خود است. سطح دوم، روشی است که در یک موقعیت مشخص برای رسیدن به یک هدف انتخاب شده است.

این تفکیک اجازه می‌دهد احکام در نسبت با فرایند تاریخی خود مطالعه شوند. یک حکم را نمی‌توان بدون توجه به شرایطی که در آن پدید آمده است، به صورت کامل تحلیل کرد.

در خوانش سیاسی قرآن، موقعیت تاریخی حکم، هدف آن و شیوه انتخاب‌شده برای تحقق هدف در کنار محتوای مستقیم آن بررسی می‌شوند.

غیبت تاریخی خوانش سیاسی

اگر در سنت‌های تفسیری آثار گسترده‌ای درباره فقه، کلام، عرفان، فلسفه، ادبیات و اخلاق قرآن وجود داشته باشد، اما مطالعه سیاسی متن بسیار محدودتر باشد، این تفاوت خود نیازمند توضیح است.

غیبت خوانش سیاسی باعث می‌شود نسبت قرآن با جامعه و قدرت کمتر دیده شود. حتی مفاهیمی مانند عدالت و شریعت ممکن است بدون بررسی رابطه آنها با ساختارهای قدرت تفسیر شوند.

در چنین وضعیتی، مثلث شریعت، عدالت و سیاست به دو مفهوم یا حتی یک مفهوم تقلیل پیدا می‌کند. در حالی که سیاست عرصه‌ای است که در آن عدالت باید با مسئله قدرت، حکومت و جامعه مواجه شود.

از این منظر، خوانش سیاسی قرآن صرفاً اضافه کردن یک موضوع تازه به مطالعات قرآنی نیست. خود تاریخ ظهور و اثرگذاری متن نشان می‌دهد که قرآن در ارتباط با انسان، جامعه و قدرت حرکت کرده است.

متن به عنوان توان اجرای ایده

یک ایده برای اثرگذاری تاریخی باید امکان تحقق پیدا کند. میان بیان یک ایده و اجرای آن در جهان انسانی فاصله وجود دارد. سیاست در همین فاصله قابل مطالعه است.

توحید نمونه روشنی از این مسئله محسوب می‌شود. توحید در سطح نظری یک ایده است، اما نفی بت‌ها و به چالش کشیدن مناسبات موجود در مکه، آن را وارد عرصه اجتماعی می‌کند.

در نتیجه، باید میان داشتن یک ایده و توانایی تحقق آن تمایز گذاشت. سیاست متن در این معنا به توان انتقال ایده از سطح بیان به سطح تحقق مربوط می‌شود.

این مفهوم از سیاست با معنای روزمره و منفی سیاست تفاوت دارد. در اینجا سیاست به معنای شیوه ایجاد امکان برای تحقق و استمرار یک هدف در جهان انسانی است.

بر این اساس، خوانش سیاسی قرآن فقط محتوای ایده‌های متن را بررسی نمی‌کند؛ چگونگی ظهور، استمرار، اثرگذاری و تحقق آنها را نیز در نظر می‌گیرد.


حرکت، تاریخ و نسبت قرآن با انسان

یکی از مهم‌ترین نتایج این بحث، قرار گرفتن مفهوم حرکت در مرکز تحلیل است. قرآن در طول بیست‌وسه سال شکل گرفته و این دوره با تغییرات اجتماعی و سیاسی همراه بوده است.

جامعه آغازین مسلمانان در مکه با جامعه‌ای که بعدها در مدینه شکل گرفت یکسان نبود. مناسبات قدرت، وضعیت اجتماعی، رابطه با مخالفان و امکان عملی تحقق برخی ایده‌ها تغییر کرد.

از این رو، متن نیز در شرایط متفاوت با مسائل متفاوت مواجه شد. تفاوت میان آیات مکی و مدنی را می‌توان در چنین زمینه‌ای مورد توجه قرار داد.

در خوانش سیاسی قرآن، تاریخ بیرونی متن صرفاً اطلاعاتی درباره زمان و مکان نزول نیست. تاریخ به بخشی از ساختار فهم متن تبدیل می‌شود.

این مسئله درباره آیات جهاد نیز اهمیت پیدا می‌کند. تغییر موقعیت مسلمانان و دگرگونی نسبت آنها با گروه‌های مخالف، بخشی از زمینه‌ای است که باید هنگام مطالعه این آیات مورد توجه قرار گیرد.

چنین تفاوت‌هایی الزاماً به معنای تناقض در متن نیستند. آنها می‌توانند نشانه حرکت متن در شرایط متفاوت باشند.

در اینجا مفهوم «شدن» اهمیت پیدا می‌کند. متنی که در تاریخ شکل گرفته است، در هر مرحله با وضعیتی مشخص مواجه شده و پاسخ خود را در همان وضعیت ارائه کرده است.

در نتیجه، حذف تاریخ از فهم قرآن، بخشی از فرایند شکل‌گیری آن را از میان می‌برد. متن به مجموعه‌ای ایستا از گزاره‌ها تبدیل می‌شود و رابطه آن با موقعیت‌های تاریخی نادیده گرفته می‌شود.

در مقابل، خوانش سیاسی قرآن بر حرکت متن در تاریخ تأکید می‌کند و از این طریق امکان مطالعه نسبت آن با جامعه و قدرت را فراهم می‌سازد.

این نگاه همچنین ضرورت رشد دانش سیاسی را مطرح می‌کند. برای مطالعه سیاسی قرآن، تنها دانش تفسیری کافی نیست. شناخت سیاست، قدرت، جامعه و مناسبات تاریخی نیز لازم است تا امکان تحلیل دقیق‌تر فراهم شود.


ثبات و تغییر در سیاست متن

حرکت بدون تغییر ممکن نیست، اما حرکت بدون ثبات نیز هویت خود را از دست می‌دهد. این مسئله یکی از محورهای اصلی تحلیل سیاست متن است.

اگر همه چیز در متن و شرایط آن ثابت تلقی شود، تاریخ از میان می‌رود. اگر همه چیز متغیر تلقی شود، دیگر امکان شناسایی یک هویت پایدار وجود نخواهد داشت.

از این رو، ثبات و تغییر باید در یک رابطه متقابل فهمیده شوند. چیزی که حرکت می‌کند، در عین تغییر برخی وجوه، عناصر هویتی خود را نیز حفظ می‌کند.

در این چارچوب، هنر سیاست به توانایی ایجاد تعادل میان این دو وجه مربوط می‌شود. تغییر بدون توجه به بقا می‌تواند حرکت را ناپایدار کند و ثبات مطلق نیز حرکت را متوقف می‌کند.

این منطق درباره متن قرآن نیز قابل استفاده است. متن در شرایط مختلف سخن گفته، با مخاطبان متفاوت مواجه شده و لحن‌های گوناگون پیدا کرده است؛ اما در عین حال نوعی پیوستگی در جایگاه سخن گفتن آن مشاهده می‌شود.

گاهی دعوت صورت گرفته، گاهی هشدار داده شده، گاهی تهدید مطرح شده و گاهی با مخالفان درگیر شده است. این تفاوت‌های لحنی را می‌توان در ارتباط با موقعیت‌های مختلف متن مطالعه کرد.

از این منظر، تفاوت در لحن الزاماً به معنای بی‌ثباتی نیست. یک متن در حال حرکت می‌تواند با شرایط متفاوت به شیوه‌های متفاوت پاسخ دهد.

مسئله مهم دیگر، نسبت وجه بشری و فرابشری متن است. متن برای ورود به جهان انسانی باید قابل فهم و قابل ارتباط باشد، اما در عین حال نباید به انعکاس کامل خواست مخاطبان خود تبدیل شود.

این وضعیت یک مسئله اساسی ایجاد می‌کند: چگونه متنی که با انسان سخن می‌گوید می‌تواند تمایز خود را حفظ کند؟

در خوانش سیاسی قرآن، این پرسش با مفهوم سیاست متن پیوند می‌خورد. امکان بقا به توانایی ایجاد ارتباط وابسته است، اما بقا در گرو حفظ هویت نیز هست.

در نتیجه، سیاست متن را می‌توان فرایندی دانست که در آن ارتباط، اثرگذاری، بقا، تغییر و حفظ اصالت هم‌زمان مورد توجه قرار می‌گیرند.

این تحلیل همچنین امکان بازاندیشی درباره احکام را فراهم می‌کند. اگر هر حکم در یک وضعیت تاریخی مشخص ظاهر شده باشد، فهم آن بدون توجه به وضعیت تاریخی کامل نخواهد بود.

بنابراین، صورت تاریخی حکم و هدفی که در آن موقعیت دنبال می‌شده باید از یکدیگر تفکیک شوند. این تفکیک امکان بررسی دوباره نسبت احکام با شرایط جدید را فراهم می‌کند.

در چنین رویکردی، ارزش‌هایی مانند عدالت، آزادی و برابری اهمیت ویژه پیدا می‌کنند. پرسش معاصر درباره قرآن می‌تواند این باشد که این ارزش‌ها در شرایط جدید چگونه باید فهمیده و محقق شوند.

مسئولیت پاسخ‌گویی به این پرسش بر عهده انسان معاصر قرار می‌گیرد. متن تاریخی به خودی خود پاسخ آماده‌ای برای تمام مسائل جدید عرضه نمی‌کند. پرسش‌های جدید باید در موقعیت تاریخی جدید مطرح شوند و نسبت آنها با متن مورد بررسی قرار گیرد.

از همین جا، خوانش سیاسی قرآن به مسئله‌ای درباره اکنون نیز تبدیل می‌شود. متن در تاریخ شکل گرفته، اما مواجهه با آن در زمان حال انجام می‌شود.


جمع‌بندی

فصل «شریعت، عدالت و سیاست» با تفکیک میان صورت تاریخی احکام و معنای اخلاقی آنها، امکان بازاندیشی در نسبت قرآن با شریعت، عدالت، آزادی و سیاست را مطرح می‌کند. در این نگاه، شریعت با فقه تاریخی یکی نیست و دین نیز با دولت دینی یکسان گرفته نمی‌شود. عدالت در مرکز بسیاری از مضامین اخلاقی قرآن قرار دارد و فهم معاصر آن نیازمند توجه به شرایط تاریخی خواننده و متن است.

در بخش دوم، خوانش سیاسی قرآن بر مفهوم حرکت تمرکز می‌کند. قرآن در یک فرایند تاریخی شکل گرفته و در جهان انسانی اثر گذاشته است. از این منظر، ظهور، تحقق و بقای متن نیز می‌تواند موضوع مطالعه سیاسی قرار گیرد. مفهوم «سیاست متن» برای توضیح این فرایند به کار گرفته می‌شود؛ فرایندی که در آن ارتباط با انسان، حفظ اصالت، تغییر شرایط و امکان بقا در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

در نهایت، خوانش سیاسی قرآن متن را مجموعه‌ای ایستا از احکام جدا از تاریخ در نظر نمی‌گیرد. حرکت، قدرت، جامعه، شرایط تاریخی، ثبات و تغییر به عناصر مهم فهم قرآن تبدیل می‌شوند و از این طریق، امکان مطالعه دوباره نسبت متن با مسائل حقوقی، اخلاقی و سیاسی فراهم می‌شود.

برای مطالعه بیشتر درباره زندگی نصر حامد ابوزید، می‌توانید به صفحه ویکی پدیای وی مراجعه کنید.

برای دسترسی به جلسه بعدی از این مجموعه اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید